خرید بک لینک
وقتی دو تا خواهرزاده داری که به هم حسادت میکنن و فکر میکنن به اون یکی بیشتر توجه شده ...

مجبوری یه ساعت تمام مغازه های اطراف رو بگردی تا براشون خامه پیدا کنی صبحانه بخورن ...

یکیشون شکلاتی میخواست یکی عسلی ...

بعد از 7تا مغازه رفتن بالاخره پیدا کردم ..

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

هر وقت به عنوان یک زن
حس تردید آمد سراغت
که ماندنت را میخواهد یا رفتنت
آنوقت، حتما برو!
مردان اگر زنی را بخواهند
اجازه نمیدهد حتی یک لحظه
زن برای ماندن دچار تردید شود
مردی که تو را بخواهد
محکم نگهت میدارد و دلت را قرص میکند
مردها اصلا پیچیده نیستند .


#سیما_امیرخانی

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

چند روزی هست درگیر هستیم .. همه مون وضع مادربزرگ زیاد خوب نیست هفته پیش نیمه شب پاش سر میخوره و می افته زمین وزن زیادش باعث شده استخوان پاش بشگنه دکترا استخون رو به لگن پیچ کردن مادربزرگ هیچ کاری نبای

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

خیلی با خودم کلنجار رفتم که درموردش بنویسیم یا ننویسم ...اخر سر دیدم همیشه من بودم و حرفای نگفته و وبلاگی که گوش دردو دل های من بوده پس تصمیم گرفتم ثبتش کنماین موضوع رو حتی به ابی نگفتم ... نمی دونم چ

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

و اما ماجرای اخربعد از نامزدی دخترعموم خبر بعدی بدجور شک م کردهیچ وقت فکر نمی کردم دخترعموم ازدواج کنه ... اما اتفاق افتادخبر بعدی رو هم امروز مینا بهم داد دوست صمیمی و دوست دوران دانشگاهم دیروز براش

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

تمام دیشب استرس ماموریت امروز رو داشتم و خوابم نمیبردصبح با اضطراب رفتم سرکار ...کار این شرکت بیمه ای شدیدا سنگین بود و من به عنوان اولین ماموریت کاریم برای راه اندازی خزانه بسیار ترس داشتم...تا حالا

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

حجله زدن سر کوچه برقش رپ از ایستگاه اتوبوس دزدیدن

خدا بیامرزدش ولی به نظر نمیاد اینطوری ارامش بگیره...

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

دارم به این نتیجه می رسم که از کتلت هم متنفرم ...

5تا برام کتلت گذاشته بود 4تاش مو داشت ... اون به دونه هم نیم پز بود ...

سر میز نزدیک بود بالا بیارم ....

به خدا گشنگی خیلی بهتر از این غذا بود...

الان یکی پیدا میشه تو نظرات این پست میگه برو خداروشکر همونو داشتی ... والا

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

فکر میکنم این دختر رقابت سنگینی تو ذهنش با من گذاشته و در فکره من رو کله پا کنه... ده ماهه میشناسمش متولد 74 .. به قول خودش 22 سالشه ...هر چی بیشتر میگذره از شخصیتش بیشتر متنفر میشم ...اهان راستی این

برچسب: نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:27

صفحه بندی